به نام خدا
امام علی (علیه السلام): هر که نزد ثروتمندی رود و به خاطر داراییش در برابر او کرنش کند خداوند دو سوم دینش راببرد.

سال ١٣٩٠ مبارک
/(2643).gif)
سلام
/(1657).gif)
پیشاپیش فرا رسیدن سال نو رو به همه دوستان عزیزمون وخانواده های محترمشون تبریک میگم
و
/(2356).gif)
یه تبریک ویژه به گل پسر خودم که دومین عید نوروزش رو پشت سر میذاره و همسر عزیزم که این چهارمین نوروزیه که درکنار هم هستیم.
سال تحویل ١٣٨٩

امسال دومین سالیه که عید نوروز محمد علی کنار ماست هرچند در سال ١٣٨٨ هم وجودش رو در بطنم با تمام وجود احساس میکردم وبرای به دنیا اومدنش روز شماری...
ولی اگه خدا بخواد اسال سال تحویل گل ما خوابه![]()
این روزها گل پسرما یه کمی فوضول تر شده مثلاً چند شب پیش با وجود اینکه خیلی خسته بود وخوابش میومد ومن و همسرم هم داشتیم مواد غذایی رو داخل فریزر جا سازی میکردیم گل پسر از فرصت استفاده کرد ویه بستنی از توی فریزر برداشت ورفت یه گوشه ایستاد و با دقت تمام سعی کرد کاغذ بستنی رو باز کنه...یکی دو دقیقه بعد موفقیت حاصل شد.
محمدعلی با چشمای خواب آلوش اول نگاهی به بستنی انداخت وچون میدونست بستنی یه چیز خیلی سرده اول با دستش یه تکه کوچولو از بستنی کند وخورد وبار دوم دیگه بدون هیچ ملاحظه ای به جان بستنی افتاد(عکس زیر٢۵ /١٢/١٣٨٩)

قوربون چشمای ناز خواب آلوت برم عزیز دلم
این کار رو هم از باباجونت یاد گرفتی

و اما دیروز باباجون گل پسری قول داده بود ما رو ببره لب کارون جایی که تا حالا نرفته بودیم نیم ساعتی طول کشید تا به مقصد رسیدیم و جاتون خوش گذشت که اگر شازده کمتر فوضولی میکرد بیشتر هم خوش میگذشت.


و...بشنوید از شیرین کاری های گل پسر یه و کفش مامان جون رو میپوشید وحالا ندو کی بدو مامان بیچاره هم با پای برهنه دنبال حضرت آقا میدوید که یه وقت خدای نکرده نیفته توی آب 

باباجون هم که داشت استراحت میکرد آخه قبل از من اون دنبال شازده دویده بود و وقتی دید حریفش نمیشه بغلش کرد ویه کمی بردش کنار رودخونه.
میوه ،اسمارتیز،آب میوه و حتی لواشک نتونست جلوی بدو بدو کردنای محمدعلی رو بگیره بالاخره مجبور شدیم تحریمو بشکنیم وبا پفک چند دقیقه ای آقا رو یه گوشه بنشونیم محمد علی که همیشه منتظر یه همچین فرصتی بود بی امان پفک میخورد.

بعد از اون هم به سمت آبادان به راه افتادیم
گردش خوبی بود جاهای جدیدی رو دیدم مثل کشتی های در حال ساخت در کشتی سازی اروندان و زندان آبادان اوایل راه برگشت که به سمت آبادان میرفتیم هم ماه کامل رو توی آسمون دیدم که ان شاء الله عکسش رو در آینده اضافه میکنم.
واما...
نوبتی هم که باشه نوبت عیدیه/(1128).gif)
از اونجایی که من مامان جون محمد علی برای عکسای گل پسرم کلی توی اینترنت سرچ کردم وبه هیچ نتیجه ای نرسیدم تصمیم گرفتم خودم دست به کار بشم وشروع به ساخت قاب عکس یا همون فریم برای عکسای گل پسر شدم وتصمیم گرفتم این قاب ها رو اینجا بذارم تا شما هم بتونید از اونا استفاده کنید ،در ضمن اگر هم خواستید میتونید عکسی رو که توی کامپیوترتون دارید لرای من بفرستید تا قاب دلخواهتون رو برتون درست کنم یا اگر از بین قاب های موجود قاب یرو پسندیدید ولی رنگش مورد علاقتون نبود به مبگید تا به رنگ دلخواهتون تغییرش بدم ازتون خواهش میکنم حتی اگه از قابها استفاده نمی کنید نظر خودتون رو درباره اونا بهم بگید تا به لطف خدا روز به روز قابهای بهتری برای عکسای عزیزانتون براتون درست کنم.هر سوءالی هم درباره جاگذاری عکسا توی قابها داشتید تا اونجایی که بتونم پاسخگو هستم.
نکته دیگه اینکه سعی میکنم هر چند وقت یک بار قابهای جدید تری بسازم پس اگر خواستید قابهای جدید رو هم ببینید به همین پست بیاید.نظر (چه مثبت چه منفی ) یادتون نره./(2541).gif)









پیشاپیش سال نو تون مبارک خدا حافظ تا.........ان شاءالله سال دیگه.
کلام آخر
خداوندا در سال جدید حال ما را به بهترین حال ها تغییر ده





























مامان جونم تولدتون مبارک


و الان هم توی بغلم هستی
ولی تو همش توی دست وپامی
امروز هم که گذاشته بودمت خونه همسایه بغلی یه لحظه رفتم روی پشت بوم ،وقتی برگشتم دیدم تو توی خونه خودمونی و خانم همسایه هم بدو اومد در خونشون وباز کرد و گفتکه تواز خونشون رفتی بیرون و در رو بستی خدا رو شکر که طرف پله ها نرفته بودی


شیطنت هم افزون



























سلام دوستای خوب وگل و مهربون





...ژله درست کردم.....
.
