تاریخ: شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ

یک شب تلخ و شیرین

به نام خدا


شب جمعه همراه مامانی و بابایی و دایی علی وخاله جان وبچه ها رفتیم باغ خانوادگی اول نشستیم توی فضای سبز وشام رو که خاله جان زحمتش رو کشیده بود نوش جان کردیم از همین جا میگیم دستش درد نکنه _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_


بعدش رفتیم داخل باغ تا شما بچه ها بازی کنید ؛خیلی اصرار داشتی ببریمت استخر توپ ولی ما نگذاشتیم چون توپهاش پر از خاک بود .خلاصه اولین اسباب بازی که سوار شدید اسب بود من مشغول عکس گرفتن ازتون بودم ،چندتا عکس گرفتم یکدفعه حس کردم یه چیزی افتاد سریع دوربین رو گذاشتم توی کیفم دیدم همه دارن میگن چی شد؟؟؟نگاه کردم دیدم شما بودی که از روی اسب پرت شدی پایین بلندت کردم صورتت رو پاک کردم یه ریگ کوچیک توی پیشونیت بود همین که درش آوردم از زخمت خون سرازیر شد ،دنبال دستمال بودیم اما انگار هیچکس دستمال نداشت؛شما گریه میکردی و میگفتی دستمال بیار از اینکه خون روی صورتت جاری شده بود ترسیده بودی ،با دستم جلوی خون رو گرفتمتا بالاخره یه دستمال توی جیب خودم پیدا کردم که با همون خون صورتت رو پاک کردم ؛باباجون رفت از توی ماشین دستمال بیاره ولی تا اون موقع مردمی که اطرافمون بودن محبت کردن و دو تا دستمال رسید .پسر نوجوانی هم که مسئول اسباب بازی ها بود برات آب آورد.
در حال گریه بودی که بابایی بهت گفت :گریه نکن دیگه الان می خوای بری توپ بازی .شما با همون حالت گریه کنان بهم گفتی :مامان جون بابایی میگه برو توپ بازی
با این حرفت یک کمی دلم آروم شد چون که اولا فهیدم خدای نکرده ضربه جدی نبوده وهوشیاریت سر جاشه و دوم اینکه دیدم هنوز شوق بازی داری گفتم حالا بازی میکنی و دردت رو فرموش میکنی.
خلاصه با آب و دستمال صورتت روپاک کردم وبالاخره رفتی توی استخر توپ.توی استخر با رضوان خاتون و محمد مهدی(داداشی)کلی کیف کردی و در حال بازی و خنده بودی ولی من همچنان  برات ناراحت بودم( همین الان هم که دارم می نویسم قلبم به تاب تاب افتاده)۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

خدا رو صد هزار مرتبه شکر که آسیب جدی به سرت نرسید یا اینکه دست وپات نشکست آخه اسبی که سوارش بودی حدود یک متر از زمین فاصله داشت
بعد از استخر توپ ازت پرسیدیم محمد علی سرت درد میکنه گفتی: نه!!!بعدش رفتین ماشین برقی سوار شدین وبعد از اون هم هلی کوپتر۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩ سواری و در آخر رفتیم بازار من وشما توی ماشین نشستیم ومشغول چسباندن برچسبهای کتابی که قبل از رفتن به پارک برات خریده بودیم ،شدیم وباباجون رفت داروخانه تا بتادین وپنبه برای تمیز کردن زخمت بگیره البته یک دستگاه گیرنده دیجیتال هم فقط وفقط به خاطر شما گرفت تا بتونی شبکه پویا رو که خیلی دوستش داری نگاه کنی
خلاصه اون شب رو با چسبوندن برچسبهای کتابت و نصب گیرنده دیجیتال وخوردن پفک ودیدین لالایی شبکه پویا به پایان رسوندیم
خدایا هزاران هزار بار شکرت میکنم که نگذاشتی صدمه جدی به گل پسرمون وارد بشه.

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_
اون شب خیلی فکر کردم با خودم گفتم حکمت این کار خدا چی بوده؟شاید با این اتفاق از یه اتفاق بدتر جلوگیری کرده .بعد از افتادن همه مراقبت بودیم موقع رفتن توی استخر یا بیرون اومدن ازش وپایین رفتن از پله ها حتی ممکن بود زمانی که سوار هلی کوپتر بودی وبچه ای که کنارت نشسته بود مرتبا از جاش بلند میشد شما هم از صندلیت بلند بشی و اتفاق بدتری بیافته.
به هر حال  حکمتی توی این اتفاق بوده که عقل ناقص من از درکش بر نمیاد
خدایا بازم شکرتشکلک های شباهنگ Shabahang
الان که دارم مینوسیم اومدی پیشم و کلماتی رو که بلدی می خونی .شکلک های شباهنگ Shabahang
الهی که من قربونت برم درد و بلات بیاد برای من و تو درد نکشی

*عکسها در ادامه مطلب*


ادامه مطلب

تاریخ: سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ

تجلی همبستگی وعشق ملی

به نام خداوند واحد خالق وحدت

 

سلام ؛سلام ویه تشکر جانانه از همه هموطنانی که با حضورشون در راهپیمایی 22 بهمن مشت محکمی زدن توی دهان آمریکا و اسرائیل وسایر ابر کوچک هاخنده

واقعا امسال جمعیت خیلی بیشتر بود هموطنان عزیزم دست و پا و حنجره تون درد نکنه خلاصه یک کلام برای تشکر کافیه:ای والله

http://goftomanedini.com/attachment.php?attachmentid=76215&d=1347626325

 

ما هم به همراه گل پسرمون این وظیفه ملی و ایمانی رو خدا روشکر انجام دادیم و رفتیم راهپیمایی ولی متاسفانه چون محمد علی همراه باباجون بود نشد ازش عکس بگیرم گریهاز رضوان خاتون عکس گرفتم ولی اونم پاک شدناراحت

شب 22 بهمن با هم رفتیم جلوی در و محمد علی گلبانگ الله اکبر رو با صدای بلند سر داد و از همون جا(دم در خونه)نور اقشانی یا همون فشفشه(به قول محمد علی:پشپشه ها)رو دیدیم البته خیلی دور بود ولی واضح دیده میشد

قربونت برم که اونقدر قشنگ و با تمام وجود الله اکبر میگفتی و بعد از صدای الله اکبر شما بود که الله اکبرهای دیگه هم شنیده شد.

و در آخر

یک شعر زیبا به نقل ازhttp://bbarg.persianblog.i    

 

                                 ای کویر تو بهشت جان من

عشق جاویدان من ایران من

ای ز تو هستی گرفته ریشه ام

نیست جز اندیشه ات اندیشه ام

آرشی داری به تیر انداختن

دست بهرامی به شیر انداختن

کاوه آهنگری ضحاک کش

پتک دشمن افکنی ناپاک کش

رخشی و رستم بر او پا در رکاب

تا نبیند دشمنت هرگز به خواب

مرزداران دلیرت جان به کف

سرفرازان سپاهت صف به صف

خون به دل کردند دشت و نهر را

باز گرداندند خرمشهر را

ای وطن ای مادر ایران من

مادر اجداد و فرزندان من

خانه من بانه من توس من

هر وجب از خاک تو ناموس من

ای دریغ از تو که ویران بینمت

بیشه را خالی ز شیران بینمت

خاک تو گر نیست جان من مباد

زنده در این بوم و بر یک تن مباد


شاعر : علیرضا شجاعی پور

  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 




تاریخ: یکشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ

خواب

به نام خدا

_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_


خیلی آقا شدی ما شاءالله قزبونت برم اصلا فکر نمی کردم اینقدر خوب با موضوع تنها خوابیدن توی اتاقت کنار بیای _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_
الان دوشبه که داری توی اتاق خودت می خواب اولین باری که توی اتاق خودت تنهایی خوابیدی جمعه بعداز ظهر بودوقتی پیشت بودم تا بخوابی بهم گفتی اگه من خوابیدم شما هم برو روی تخت خودت بخواب گفتم چشم میرم گفتی منو تهنا نذاری بری دانشگاه ها؛دانشگاه تهطیله
آخه قربونت برم من کی تو رو تنها گذاشتم و رفتم؟
وقتی از خواب بیدار شدی رفتی نشستی پشت در حمام تا باباجون بیاد بیرون واصلا منو صدانزدی منم که پایین بودم متوجه بیدار شدنت نشدم.

دیروز صبح هم یعنی اومدم بیدارت کنم دیدم خودت بیداری و روی تخت داری بازی می کنی خدا میدونه کی بیدار شده بودی بهت گفتم دفعه دیگه اگه بیدار شدی بیا پیش من؛امروز صبح که بیدار شدی اومدی پیشم لباست روی دیوار کشیده شد و بیدار شدم بهت گفتم چرا زود بیدار شدی مامان.جواب دادی خودت گفتی بیا پیشم(آخه چه ربطی داره) چشمک

هرچند یه کم می ترسی تنها بخوابی تو اتاقت اما وقتی می خوابونمت میگی هر وقت من خوابیدم شما هم برو تو اتاق خودتون بخواب.
این دو شبی که توی اتاقت می خوابونمت اصلا راحت نیستم 42 Orange Emoticonsهمش دلم پیشته نصف شب هم هر وقت بیدار بشم میام بهت سر میزنم.برای خودم هم خیلی سخته که پیشم نباشی اما چه میشه کرد باید بتونی از حالا عادت کنی تا وقتی بزرگتر شدی مثل الان شجاع باشی.فقط به خاطر خودت تختت رو بردیم توی اتاقت که تنها بخوابی عزیزدلم فقط وفقط به خاطر خودت

خیلی دوستت دارم عزیزم  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

وحالا  محمد علی و تختش و اتاقش به روایت تصویر

به اتاق محمد علی

16/11/1391دیشب

http://myboy.persiangig.com/11-91/4.jpg

عکسهای امروز17/11/91

http://myboy.persiangig.com/11-91/3.jpg

 

http://myboy.persiangig.com/11-91/2.jpg

http://myboy.persiangig.com/11-91/7.jpg

http://myboy.persiangig.com/11-91/5.jpg

http://myboy.persiangig.com/11-91/1.jpg

http://myboy.persiangig.com/11-91/6.jpg

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩    خدانگهدار۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

 




تاریخ: چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ

خواندن

به نام خدا

سلام به همه دوستان خوب

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

یه مدت که نبودم حسابی مشغول بودم خلاصه ببخشید که نتونستم به شما دوستای عزیز سر بزنم.

       

توی این مدت طبیعتا گل پسر ماهم ماشاءالله بزرگتر ؛شیرین تر و پر جنب جوش تر شده و یک نکته مهم اینکه مدتی هست که یاد گرفته بعضی از کلمات رو بخونه توی خیابون تابلوی بعضی از مغازه ها رو می خونه البته فقط کلماتی رو که بلده.

این یک تحول بزرگ در زندگی ما وگل پسرمون به حساب میاد ؛ به عبارت دیگه پسرمون نیمه با سواد شده

خیلی دوستت داریم عزیزم۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

 

لیست کلماتی که محمدعلی میتونه بخونه:

بابا،مادر،انار،تاب،کتاب،توپ،سوت،درخت،برگ،برف،باران،آتش،

بستنی،آب،آبی،اردک،ابرو،ماهی،مو،گل،لب،دست،پا،مداد،گربه،در

این کلمات رو فقط به خاطر تو گل پسرم نوشتم تا بتونی یه خط از وبلاگ خودت رو بخونی.به امید موفقیت های بیشترت 




تاریخ: یکشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۱ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ

ولادت با سعادت پیامبر(ص)وامام جعفر صادق(ع)

به نام  خدای خوب ومهربون

سلام

ولادت نبی مکرم اسلام حضرت محمد (صلوات الله علیه وآله)و امام جعفر صادق (علیه السلام) مبارک.

       

 

 

بهار بی خزان، روی محمد
بهشت جاودان، کوی محمد
معطر ساخت گلزار جهان را
شمیم تار گیسوی محمد

 

ای چراغ دانشت گیتی فروز
تا قیامت پیشتاز علم روز
آفرینش را کتاب ناطقی
اهل بینش را امامِ صادقی