تاریخ: سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ

شیطون بلای من + یک هدیه

لفظ جلاله الله

 

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم): خداوند به دنیا وحی فرمودهر که تو را خدمت کند به رنجش افکن وهر که تو را دور انداخت خدمتش کن.

تصاویرشباهنگ Shabahang Pictures

سلام

وای از دست تو گل پسرم که چقدر این روزا عسل شدی  همش سعی میکنی توی کارای خونه کمک کنی  مثلآ بعد از خوردن صبحونه همین که میگم بگو خدا رو شکر زود از جات بلند میشی و سینی رو یه کمی از روی زمین بر میداری ومیدی وبهم وخودتم میگی "دِدِ" یا وقتی که میخوام جارو برقی رو بیارم لولشو درمیاری وبا خوشحالی وبدو بدو کنان میاری برام گاهی اوقات هم سیمشو در میاری ومیخوای بزنیش توی برق(تا روزی چند تا دوشاخه رو به برق نزنی روزت شب نمیشه)

آوردن کنترل تلویزیون و خاموش و روشن کردن چراغ وپنکه که دیگه شده کار ثابت خودت چون اگه خودمون این کارا رو انجام بدیم ناراحت میشی و گریه میکنی بعضی وقتا هم که برای چند لحظه از آشپزخونه میام بیرون و میخوام زودی بر گردم میبینم پشت سرم چراغو خاموش میکنی ومیای بیرون انگار از حالا مفهوم لامپ اضافی خاموش رو خـــــــــــوب بلدی.

پله ها رو هم که من فقط یه دست میگیرم وشما هم بابالا اومدن از هر پله  یا علی میگی ویا میشماری :ک  دو  سه

ماشاالله

چند شب پیش من داشتم توی آشپزخونه غذا رو آماده میکرم جنابعالی هم طبق معمول توی کابینتها رو به هم میریختی تا اینکه من رفتم سفره انداختم جنابعالی هم با این دو تا شیشه(عکس زیر) اومدی دنبالم من برگشتم توی آشپزخونه تا دیس برنج رو بیارم دیدم تو نشستی وسط سفره ودستت روی این دوتا شیشه هست ومحکم  وباعلاقه زیاد گرفتیشون و میخندی

البته تا من رفتم دوربینو بیارم وعس بگیرم شما داشتی به برنج ناخونک میزدی

محمد علی در حال گُــــــــــــــل زدن

 

   

بادکنک بازی

اولین باری که این شکلی خوابید(مثل بچگی های خودم)

چپاندن سی دی  ها در cd rom

جدیداٌ یه موقع هایی با خودت حرف میزنی برای مثال چند روز پیش نشسته بودی پشت پرده دیدم داری از لای پرده   انگشتاتو بازو بسته میکنی وبا خودت زمزمه میکنی"تـــَعَ تــَـــــعَ " ینی بیا بیا  نمی دونم شاید داشتی توخیالات خودت تصئر میکردی که من یا باباجون جلوت نشستیم و تو میخوای خودتو بندازی توی بغلمون آخه معمولا هر وقت میری روی میز می ایستی و میخوای بپری تو بغلمون این حرکت رو انجام میدی  چند روز پیش هم که یه سری وسایل اضافی رو توی کارتون گذاشته بودم جنابعالی سر رسیدی و بعد از یه کمی به هم ریختن دیدم انگشت اشارتو آوردی بالا ودستتو تکون دادی بهت گفتم آره دست نزنیا بده وپ شما هم  که دیدی منظورت فهمیدم لبخند زدی فکر کنم داشتی به خودت میگفتی دست نزن

بازی فکری عاشق بازی های فکری هستی(درحد سن خودت)

هر چند وقت یه بار یادت میفته صورتت رو این شکلی کنی چندباری که اینجوری کردی خودتو من بهت می گفتم:ایـــــــــــــــــــــــــــش صورتشو

حالا هر وقت بهت میگم محمدعلی ایـــش ایــــــــش کن این کارو میکنی الهی که من قوربون اون صورتت برم که این جوری کج ومعوجش میکنی عزیـــــــــزم

باید بگم که توی این عکسا حق مطلب ادا نشد چون هر بار با دیدن دوربین خودت رو جمع جور میکنی و می خوای دوربین رو صاحب بشی

واقعا نمیدونم چی باید بگم این کارو نمی دونم از کجا یاد گرفتی تــــــــازه توی دهن منم میذاری

سالاد الویه خورون

بعد از صرف الویه(روی ماه شسته شده)

خدایا این پسر منه ؟همونی که فقط با خنده هاش دلمون واسش غش وضعف می رفت؟.چرا که اونقدر کوچولو بود که فقط همین یه کار رو بلد بود .همونی که من وباباش هر وقت میرفتیم بیرون برای بغل کردنش با هم دیگه کل کل میکردیم ؟

 چه زود بزرگ شدی پسرم  دیگه کم کم داره دو سالت میشه به امید روزی که توی لباس دامادی ببینمت روزا رو شب و شبا رو روز میکنم

خدایا به خاطر این نعمت بزرگ هزاران هزار بار شکرت میکنیم

بازم میگم تابدونی که:

همیشه دوستت داریم.......تا ابد

راستی یه خبر هم داشتم  دیگه رفتم تو احساسات داشت یادم میرفت.

محمد علی کوچولو میخواد  به همه فرشته های کوچولویی که مثل خودش متولد تیرماه هستن هدیه بده اونم به انتخاب خودشون (یکی از موارد زیر):

1.کارت دعوت به تولد

2.یه عکس خوشگل از خودشون با بهترین افکتها

3.کارت پستال

البته شرط اولش اینه که هر کدوم از بزرگترا ی این کوچولوها این افتخار رو به مابدن وبهمون اعلا م کنن که اجازه داریم عکس کوچولوشون رو  در قالب یکی از موارد بالا بهشون هدیه بدیم وشرط دوم اینکه لینک عکس کوچولوشون رو توی یک پیام خصوصی برامون بذارن

البته برای بقیه فرشته های خوشگل که متولد ماههای  دیگه سال هستن هم این کار رو انجام میدیم  ولی اولویت با کوچولوهای تیر ماهه

در ضمن این هر وقت خواستین می تونین عکس کوچولو هاتونو بذارین تا براتون این کارو انجام بدیم( البته به شرط حیات وخواست خدا)  حتی اگر بعد از این مطلب 1000 تامطلب دیگه توی وبلاگ بذاریم 

یه عکس از گل پسر برای نمونه 

یه خبر دیگه هم اینکه سید ابوالفضل کوچولو ناز دونه مامان وباباش که همون پسر دایی محمدعلی ما هست به جمع وبلاگداران پیوسته

شما هم به وبلاگش سر بزنید و باهاش آشنا بشید فکر نمی کنم لز آشنایی با این وروجک شیرین زبون پشیمون بشید

برای ورود به وبلاگ سید ابوالفضل اینجا کلیک کنید

تصاویرشباهنگ Shabahang Pictures

تقدیمی به همه دوستان خوبمون