تاریخ: یکشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ

جشن پایان دوره مهد قرآن

به نام خدا

سلام.... یه سلام گرم تو این روزای سرد به همه به خصوص گل پسرم در هر زمانی که این مطلبو می خونه.

روز 1 دی ماه دوره اول مهد قرآنت تموم شد و 3 دی هم امتحان دادین که خدا رو شکر خانم مربی ازت راضی بود و میگفت محمد علی عالی بودقلب

قرار بود جشنتون روز 5 دی ماه باشه که به خاطر دهه آخر ماه صفر افتاد برای امروز یعنی 15 دی ماه1392 خدا رو شکر جشن پایان دوره هم به خوبی برگزار شد.

 

برای جشن قرار شد هرکسی یه چیزی بیاره؛ کیک         
رو هم بنده تقبل کردمخجالت

هزینه جوایز هم که از همون ابتدای دوره از جیب مبارک پدرهای گرامی تحویل منشی موسسه دادیم.

بی هیچ حرف اضافه میرم سراغ چندتا از عکس و بقیه عکسها و مدرک پاان دوره هم در ادامه مطلب

 

 

 

رونمایی از کیک دستپخت مامان جون(فقط نخندینا)

یکی از بچه ها میگفت پشه هم روش هست(منظورش زنبورای روی کیک بودن)

برای دیدن بقیه عکسا ی جشن +عکس شب یلدا+پلیور مامان بافت تشریف بیارید ادامه مطلب


 

قبل از جشن

 

مدرک پایان دوره گل پسرم که الهی من قربونش برم

 

 

    

بریدن کیک

 

فوت کردن شمع ها

http://myboy.persiangig.com/jashn-92/7.JPG

 

یه عکس از نوع پسرونه

 

و دو تا عکس از شب یلدا و هندونه ژله ای مون که به قول خودت اول هسته هاشو خوردی حالا بماند که بعد از هسته خوری  و خوردن یکی دوتا ژله ؛چه بلایی سر ژله ها آوردی؛ من که نمی خوام بگم همه رو له کردی و سرانجام یه بشقاب ژله که اون همه براش زحمت کشیده بودم یه راست رفت درون سطل زباله من که نمی خوام اینا رو بگم

تصویر ژله ها قبل از حمله

عکس گویای همه چیز هست

 

و بالاخره پلیور دست باف اینجانب برای گل پسر عزیزم

وقتی جلوشو می بافتم هی میگفتی توپ توپیش کن ولی چون جلوش پیچ داشت نمی شد توپ براش بذارم این شد که پشتش توپ توپی شد.

همیشه شاد و سالم و موفق باشی عزیز دلم

خیلی دوستت دارم