از این ور و اون ور

به نام خدا

سلام به همه دوستان همیشگی که به ما لطف میکنن و بهمون سر میزنن

چند وقتیه که با گل پسرم چند تا کلمه رو تمرین میکنم هر کلمه رو می نویسم و جلوش نقاشی اون کلمه رو میکشم پسرم هم هر کلمه رو به شکلش وصل میکنه حالا به طور خودکار و بدون اینکه من یادش بدم بعضی از کلمات مثل آب؛بابا؛باران و.. رو می نویسه و یا بعضی از نقاشی ها رو خودش میکشه.در عکس زیر یعنی سبد کشیده بعد خودش برگشت بهم گفت مامان جون :مگه سبد آلبالوه؟؟؟و زد زیر خندهنیشخند

http://myboy.persiangig.com/12-91/al.jpg

چند روز قبل خاله جان مهربون یه بازی فکری مغناطیسی به محمد علی  داد روز جمعه حیاط رو شستیم ونشستیم توی حیاط من وباباجون سبزی پاک کردیم محمد علی هم ماشین سواری میکرد احساس کردم دیگه از ماشین بازی خسته شدی بهت گفتم برو خرسا رو بیار بچسبون روی در آخر سر هم با آجازه من دوربین رو آوردی و عکس زیر رو گرفتی 

http://myboy.persiangig.com/12-91/khers.jpg

از خود راضیدوتا عکس بدون شرحاز خود راضی

http://myboy.persiangig.com/12-91/le.jpg

http://myboy.persiangig.com/12-91/mash.jpg

موفق باشید دوستای خوبمون

/ 2 نظر / 32 بازدید
مینا

سلام محمدعلی عزیزم می بینم که سوار ماشینت شدی و داری میری مسافرت خوش میگذره... لباس بزرگترا هم بیاد میاد.. ماشااله مرد بزرگ... عرفان و مامان مینا همیشه دوست دارن محمدعلی عزیزم[قلب] الهی همیشه هم خودت هم مامان بابا بخندید و شاد باشید.