22 ماهگی

به نام خدای محسن فاطمه(سلام الله علیهما) 

 

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم):از لغزشهای خطاکاران درگذرید تا خدا هم شما را از مقدرات ناگوار حفظ کند.

ما منتظر منتقم فاطمه هستیم

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید "گل تاب فشار در و دیوار ندارد"

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد

میان سجده سبزت اگر بر خاطرت رد شد خیال من دعایم کن

پسر گلم عزیزک دلم فردا شما 22 ماهگیت را با لطف خدای مهربون به سلامتی پشت سرمیذاری و وارد 23 مین ماه زندگیت میشی یعنی فقط 2 ماه تا سالگی فاصله داری

چه قــــــــــــــــــــــدر زود بزرگ شدی روز به روز بزرگتر شدی ومستقل تر الان دیگه برای نشتن وبرخاستن احتیاجی به کمک کسی نداری حتی برای دویدن ؛می تونی به تنهایی لیوان آب یا شیر یا شربتت رو توی دستت بگیری وبنوشی ، می تونی با اسباب بازیهات خیلی خوب بازی کنی پیشرفتت توی حرف زدن خیلی برام روشن و واضحه مثلا تا همین چند روز پیش نمی تونستی بگی "بده" و به جای اون میگفتی"دد" و...

وقتی که بچه ای پیشت باشه هر کاری اون انجام بده یا هر چی که بگه تو هم تکرار میکنی ؛آهنگهای شاد وغمگین رو از هم تشخیص میدی با آهنگهای شاد می رقصی ودست میزنی ویا انگشت هات رو به حالت بشکن زدن تکون میدی وای که توی اون حالت چه قدر دیدنی هستی وبا آهنگهای غمگین شروع به سینه زدن میکنی گاهی وقتا هم برای خودت آهنگ میزنی ومی رقصی ؛یه موقع هایی هم به حالت تنبک زدن میزنی روی میز الهی که من فدای اون ناز وادات بشم.

دیگه دستت به دستگیره در اتاق هامون که یه کمی بالا هستند میرسه ودر رو باز میکنی ودیگه اینکه بدون اینکه روی چیزی بایستی تونستی پنکه اتاقت رو خاموش کنی.

عزیزکم برای تولدت لحظه شماری میکنم برای 1 سالگیت خیلی کوچولو بودی مرتب می خواستی شیر بخوری و بخوابی یا با کوچک ترین بهانه ای گریه میکردی اما الان دیگه خیلی بزرگتر شدی شاید تولد 2 سالگیت از این کارا نکنی دیگه وبهت خوش بگذره

حالا دیگه میریم سراغ عکسها

نگار

محمد علی در حالی که مثل بچه های خوب کنار دایی علی نشسته بود تا اینکه دوربین رو دیدو از جاش پا شد

 هویج خوردن و این همه ادا

این تانک کوچولو رو مامانی وبابایی که اومده بودن خرمشهر برات آوردن جنابعالی هم به محض اینکه دیدی چراغش میره تو و میاد بیرون سعی کردی چراغش رو بگیری تا تکون نخوره

 

پا تو دمپایی کوچیکترا

   

توی هر چیز گردی می ایستی و می چرخی و هی میگی "بَیه"(بله) یعنی داری با خودت عمو زنجیر باف بازی میکنی

کمک کردن در جمع کردن لباسهات (١۵/٢/١٣٩٠)

 چند روز پیش دیدم رفتی پشت پرده وصدات در نمیاد گفتم نکنه باز داری گچ دیوار رو میکنی و میخوری آوردمت بیرون دیدم نه خدا رو شکر این کارو نکردی؛ولی بلافاصله بازم رفتی پشت پرده وبازم صدایی ازت شنیده نشد منم دوربین به دست اومدم شکار لحظه

پشت پرده چه خبر است؟؟؟

 

  

 به کودکان بیاموزید در هنگام بازی پاها را ١٨٠ درجه باز کنند

 

 نگار

بعدا نوشت:

از آونجایی که آقا گل پسر ساعت 7 صبح از خواب بیدار شد حدود ساعت 12:5 بود که خوابش گرفت

من که مشغول آشپزی بودم دیدم محمد علی بالشت من وبابایی و رو آورد توی وآشپز خونه و ولو شد روشون

 

بعد از برگشتن از نمایشگاه صدای محمد علی رو شنیدم که در حال داد زدن داشت برای خودش میشمرد شیش هفت سه

اومدم پیش پدر وپسر و به باباجون گفتم داره میشماره یکهو دیدم چسبونک های روی یخچال پایین هستن گفتم آها پس داشت اینا رو میشمرد آخه من همیشه براش میشمارم باباجون نگاهی به یخچال انداخت وگفت ببین چقدر قشنگ همه رو توی یه ردیف گذاشته من که پسرم رو دست کم گرفته بودم فکر نمی کردم به ردیف گذاشتن عروسکا کار گل پسرم باشه وفکر میکردم بابا جون اونا رو براش به صف گذاشته کلی ذوق کردم.

 آخه خودم همیشه عروسکها رو برای گل پسر می آوردم پایین وبه ردیف میچیدیم وهمزمان یکی یکی براش میشمردم

 

ماکت بزرگ اشک و آه

امروز رفته بودیم ماکت بزرگ اشک وآه که چند روزی میشه این جا برپاست ولی امروز قسمت شد که بریم حیفم اومد عکسایی رو که  گرفتم نذارم اینجا

سعی میکنم تا اونجایی که یادم هست مطالبی رو که  مربوط به هر عکسه وتوی نمایشگاه نوشته بودند براتون بنویسم

ما رو هم دعا کنید

حضرت زهرا (سلام الله علیها) پشت در

 اهل بیت امام حسین (ع) در خرابه های شام

 قبرستان بقیع

 متن درون تصویر رو بخونید

 زنان خراسان پس از شهادت امام رضا(ع) مهرشان را حلال شوهرانشان کردند تا برای حضور در تشییع پیکر امام رضا (علیه السلام)  شوهرانشان به آنها اجازه حضور دهند  آنان آنقدر بر تابوت امام(ع) گل ریختند که دیگر تابوت پیدا نبود

 لیله المبیت (خفتن امام علی در بستر پیامبر صلوات الله علیهما)

 امام سجاد (ع) که به دست همسرش به شهادت رسید به مدت 3 روز بر پشت بام خانه قرار داشت وپرندگان با بالهایشان بر پیکر امام سایه می گستراندند تا پیکر امام در زیر آفتاب نباشد (آدم به خودش میگه بازم به معرفت پرنده ها)

 

امام حسن(علیه السلام) در هنگام شهادت

 پیکر امام حسن (ع) که قراربود در کنار مزار جدش به خاک سپرده شود اما عایشه مانع شد ودستور داد پیکر را تیر باران کنند

شهادت امیر المومنین امام علی( علیه السلام) 

 

 درد دل امام علی (علیه السلام)با چاه

قبول باشد

/ 24 نظر / 63 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمه ی امیرحسین

شکار لحظه های بانمکی بود . [چشمک] 23 ماهگیت مبارک باشه گل پسری [ماچ]

مامی آینازی

شهادت فاطمه زهرا رو بهتون تسلیت میگم..قربون این گل پسر ناز فاطمه زهرا نگهدار این پسمل ناز باشه..خیلی شیطونی محمد علی جون فدات بشم بوووووووس..راستی مرسی از اینکه به یا مایید و بهمون سر میزنید..دوستون دارم..[گل][قلب]

مامان مریم

سلام خانمی مطالب بسیار زیبا بود اشکمو دراورد بیا مامان سایت وعکس ژسرو برای مسابقه بزار

محیا 16 ساله

سلام عکساتون خیلی خیلی تاثیر گذار بود....... ممنون که اینا رو گذاشتید تا ما ببینیم.... خوشحال میشم از وبلاگ من و پسر داییم (علی کوچولو) دیدن کنید[لبخند]

محیا 16 ساله

سلام ممنونم که از( وبلاگ علی و سینا) دیدن کردید.....شما هم از سادات هستید؟؟؟؟؟؟؟؟ چه جالب اخه منم جد اندر جد چه پدری چه مادری سیدم[لبخند] خونواده مامان من هم قبل از جنگ ایران و عراق به دلیل انتقال پدر بزرگم ساکن خرمشهر بودند ولی جنگ که شد به اهواز اومدن.....من لینکتون میکنم

سپیده عمه آریانا

22 ماهگیت مبارک گل پسر ناز. انشااله همیشه تنت سلامت و دلت شاد و لبت خندون باشه عزیزم . جیگرتو برم با شیرین کاریهات وروجک بانمکو با عکسهای خوشگلت بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس .[ماچ][بغل][گل]

مامان سید ابوالفضل

_________________.-'.....&.....'-. ________________\.................../ _______________:.....o.....o........; ______________(.........(_............) _______________:.....................: ________________/......__........\ _________________`-._____.-' همیشه شاد باشي مهربون ___________________\`"""`'/ __________________\......,...../ _________________\_|\/\/\/..__/ ________________(___|\/\/\//.___) __________________|_______|بروز شدم سر بزنید ___________________)_ |_ (__ ________________(_____|_____)