21 ماهگی گل پسری+چند روز اخیر

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وصلم): خداوند از توبه بنده اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم کرده ای که گم شده اش را پیدا می کند خوشحال می شود.

سلام

تصاویرشباهنگ Shabahang- Dividers

تصاویرشباهنگ Shabahang- Dividers

گل پسرم ٢١ ماهگیت با تاخیر مبارک

 چی کار کنم مامان آخه شما بدجوری مریض شده بودی نتونستم بیام ودر روز ١۶ فروردین که ٢١ ماهه شدی بهت تبریک بگم اما خدارو صد هزار مرتبه شکر از دیروز خیلی حالت بهتره  تقریبا دیگه خوب شدی

حالا اومدم تا این چند روز رو همراه با گذاشتن عکسای مربوط بهشون برات تعریف کنم

شما از شب سیزده بدر مریض شدی وروز سیزبدر عصری باباجون مارو برد یه جای دنج  کنار رودخونه شما که بیشتر راه رو در حال گریه و بهونه گیری بودی با رسیدن به مقصد وهمین که هوای خنک به صورتت خورد انگار یادت رفت که مریض هستی

شروع کردی به بدو بدو کردن ویه کمی سرحال شدی بعدش هم برگشتیم به خونه وشما رو بردیم به باغ خانوادگی اونجا هم سوار ماشین شدی وبازی کردی

چقدر همه شهر شلوغ بود  انگار هیچ آدم وماشینی توی هیچ خونه ای نبود

وچند روز بعد از اون که بارون زیبایی بارید من شما رو بردم توی بالکن تا بارون رو ببینیو چندتا عکس هم گرفتم جنابعالی هم که از دیدن بارون واستشمام هوای تمیز بیرون(آخه روز قبلش گرد وخاک بود)کلی ذوق کرده بودی

١۶/١/١٣٩٠

۵شنبه هم به همراه مامانی(مامن باباجون )عمه خدیجه و الهام (دختر عموت) رفتیم سرخاک بابا بزرگت که خیـلی سال قبل توی جنگ با دشمن زورگو شهید شده .

واین هم  روز جمعه که جنابعالی به جای استفاده از وسایل بازیِ توی پارک فقط می خواستی اونجا بدو بدو کنی و آزاد باشی

چه عجب دستتو دادی به باباجون

برای اولین بار سوار سرسره شدی ولی فقط یه با اون م با ترس ولرز حتی از پله های سر سره هم بالا نرفتی باوجود اینکه این کارو خوب بلدی

بعدش از خیابون ردشدیم ورفتیم لب شط (کنار رودخونه) اونجا هم بدو بدو کردی و خوردی زمین پیشونیت یه کوچولو زخم شد ولی پسر من که خیلی دلیره اصلآ گریه نکرد فقط برخلاف همیشه که از جات بلند میشدی ودوباره به دویدنت ادامه می دادی این بار سرجات نشسته بودی و دستت رو گذاشتی روی پیشونیت

ایام بیماری و اداهای گل مامان

در حال تلاش برای گرفتن دوربین

در حال دالی بازی(پشت پرده)با دیدن دوربین اومدی بیرون

دیروز صبح هم که من داشتم  به وبلاگ دوستامون سر میزدم شما اومدی و کشو میز کامپیوترو محکم کشیدی طوری که کشو از جاش دراومد ونزدیک بود بندازیش روی خودت اگه من نگرفته بودمش ........ خدا بهت رحم کرد

صورت گل پسرم بعد ازافتادن کشو آخه اولین بارت نبود که کشو رو باز میکردی ولی این بار خیلی محکم کشدیش وخودت هم شوکه شدی(فقط برای چند ثانیه)

موقعی هم که من داشتم کشو رو سر جاش میگذاشتم شما هم کمک می کردی

خیلی دوست داری توی کارها کمک کنی مثلا همین امروز بعد از خوردن صبحانه سینس رو گذاشتم روی کابینت وظزفای توی اون رو گذاشتم توی ظرفشویی تا بشورمشون جنابعالی اومدی وسینی رو برام آوردی وگفتی"دِدِ"(بده)هر وقت می خوای چیزی رو به کسی بدی میگی"دِدِ" یا هروقت کامپیوترو به برق میزنم میدوی میای پیش کیس میشنی منتظر میشی بهت بگم روشن کن و شما هم کامپیوترو روشن میکنی ولبخند خوشگلت رو نثارم میکنی وای که چقدر ذوق میکنی

قوربونت برم عزیزم

تصاویرشباهنگ Shabahang- Dividers

تصاویرشباهنگ Shabahang- Dividers

/ 14 نظر / 69 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان يكتا

سلام دوست عزيز باعث افتخاره كه به وب ما سر زدين اي جانننننننن چه پسمل شيطون بلايي خدا حفظش كنه يكم از اون بوساي نازش جاي ما هم حال كن بوسش كن سفتتتتتتتتتت و آبدار [ماچ][نیشخند][نیشخند]

سپیده عمه آریانا

21 ماهگی گل پسر ناز مبارک باشه . انشااله همیشه شاد و سلامت و خندون باشی عزیزم . بوووووووووووووووووووووووووووووس برای یک پسر ناز و عسلی[ماچ][قلب][بغل]

خاله گلنار

[ناراحت]سلام عزیزم ... خب قوانین رو تغییر میدم ... چون بودجه ی جایزه فعلا ندارم ولی تقدیر نامه خوشگل گلناری میدم .. برنده ناراضی نمیره خلاصه شما سه تا بفرست من تغییرش میدم به مامانی دیگه هم میگم

خاله گلنار

راستییییییییییییییییییی برادرزادتون گفتی یا داداش؟[نیشخند]یادم رفت آخه .. همون پیسملی که11 سالشه.. اونم از قبل دوسالگی یا تا2سال بفرسته .. خدا کنه مسابقم خوب برگزار بشه[ناراحت]

عمه ی امیرحسین

سلام وبلاگ خوبی دارید و از همه مهمتر گل پسر بامزه . به وب ما هم سر بزنید

* ایلی پسری *

◄○♦♦ آرزومــــــــــــــــــــنـد آرزوهای قـشنــــــــــــــگتـم ♦♦○► [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][بوسه][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][بوسه][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ◄○♦♦ آرزومــــــــــــــــــــنـد آرزوهای قـشنــــــــــــــگتـم ♦♦○►

* ایلی پسری *

سلام خاله جون . مرسی که پیشم اومدی . نمی دونم چرا عکسها براتون باز نشد . به خدا دیگه نمیشه ایلود عکس کرد هر سایتی رفتم هر کدوم یه جور بازی دراوردن . بازم شرمنده که عکسها دیده نشد براتون . [خجالت]

* ایلی پسری *

[قلب][قلب]¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆[قلب][قلب]¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆[قلب][قلب] _______________,*-:¦:-* ___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-* _0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-* 0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-* 0♥00000000000000♥0,*-:¦:-* _0♥000000000000♥0,*-:¦:-* ___0♥00000000♥0,*-:¦:-* _____0♥000♥0,*-:¦:-* _______0♥0,*-:¦:-* _____0,*-:¦:-* ____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0 __*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0 _*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0 _*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0 __*-:¦:-*____0♥000000000000♥0 ____*-:¦:-*____0♥00000000♥0 ______*-:¦:-*_____0♥000♥0 _________*-:¦:-*____0♥0 ______________,*-:¦:-* ........¸,.•´¨`•.( -.- ).•´¨`•.,¸ [قلب][قلب]`•-☆•--( “)(“ )-•-☆[قلب][قلب]¨`•-☆•--( “)(“ )-•-☆[قلب][قلب]

مامان ستایش

سلاممممم[قلب]چه اقا پسر دلبری [چشمک]ممنون که بهمون سر زدین[گل]خدا گل پسرت رو براتون نگه داره[لبخند]با اجازه لینکتون کردم[گل]

مامان

سلام مطلبه قبلی رمز داشت و نتونستم استفاده کنم ماشاالله مردی شده این اقا پسر برای خودش اخ دلم برای خرمشهر و کارون تنگ شده