شمارش معکوس تا تولد

به نام خدای خوب و مهربون

امیرالمومنین امام علی (علیه السلام): آرزو چون سراب است :بیننده را فریب داده و امیدوار را مایوس میکند.

سلام

گل قشنگم عزیز دلم امروز  به لطف خدای مهربون ٢٣ ماهه شدی وشمارش معکوس من برای تولدت از امروز شدت بیشتری گرفت ولی همش توی این فکرم که با این شرایطی که پیش اومده می تونیم برات تولد بگیریم یا نه شاید  هم چند روز زودتر یا دیر تر نمی دونم ولی خیلی دوست دارم درست روز تولدت برات جشن بگیریم با توجه به اینکه تولدت امسال با ولادت امام سجاد (علیه السلام)همزمان شده،یه کمی سخت میشه از گرفتن جشن توی روز تولدت چشم پوشی کنم به هر حال باید صبر کنم وببینم خواست خدا چیه اون که بد بنده هاش رو نمی خواد هر چی صلاح باشه همون میشه.

این روزا خیلی شیرین شده یه کاراییی میکنی که فقط میگیرم فشارت میدم ومیبوسمت خودت هم خوشت میاد ولپت رو میذاری روی لبم تا همین جوری بوست کنم

روشن کردن کولر وخوشحالی وصف نشدنی محمد علی

چند تا نکته ای رو توی مطلب قبل یادم رفت بنویسم وبعدا خواستم اضافشون کنم  ولی دیدم مطلب قبلی به اندازه کافی طولانی هست این شد که تصمیم گرفتم توی این پست بنویسمشون

 

یکی بای بای کردنته که خودت درستش کردی بدون اینکه من بخوام بهت یاد بدم قبلا دستت رو از مچ به سمت بالا وپایین تکون میدادی که خودت متوجه شدی والان دیگه خیلی قشنگ و سنگسن رنگین دستت رو به سمت چپ وراست تکون میدی همرا با یک لبخند زیبا از همونا که دل میبره

یکی دیگه اینکه بعضی روزا از جمله روز  مادر هی صدا میکرد مامانی الهی من قربون اون مامانی گفتنت برم اینم هدیه روز مادر بود که بهم دادی دیگه

وبعدی اینکه چیزهای داغ رو تشخیص میدی چند وقت پیش که رفته بودیم پیتزا بخوریم برای شما سیب زمینی سرخ کرده سفارش دادیم  یه دونه برداشتی و خواستی بخوریش یه دفعه گذاشتی سر جاش وگفتی "داگه"(داغه) واقعا هم که داغ بود از اون موقع برای هر چیز داغ این کلمه رو به کار میبری.

 

ومهمتر از همه انکه الان دقیقا یک ماهه که دیگه از شیر خبری نیست ودیگه به این وضع(خوابیدن بدون شیر خوردن)عادت کردی

  روزای اول خیلی اذیت میکردی ولی کم کم برات عادی شد فقط گاهی وقتا یه خرده شیطنت میکنی مثلا وقتی بهت میگم چشمات رو ببند لج میکنی یا چشمات رو میبندی ولی میخندی و با دست پات بازی میکنی که مجبور میشم باهات دعوا کنم تا بخوابی ببخشید دیگه مامان جون اگه ناراحت میشی و بعضی وقتا گریه میکنی آخه تا باهات دعوا نکنم دست از شیطنت بر نمی داری ولی همش به خاطر خودته چون اگه به موقع نخوابی کل سیستم خوابت به هم میریزه خدا رو شکر این چند روزه یه کمی شیطنت قبل از خوابت کمتر شده وکلا از وقتی از شیر گرفتمت خوابت بهتر شده(البته به جز مراسم قبل از خواب)آخرین باری که شیر خور دی ١۶/٢/١٣٨٩ بود اونم فقط یه بار در نیمه شب

خیلی دوست دارم پسر گلم از خدا میخوام که همیشه سالم وشاد باشی

 

 

 

/ 19 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرتین خان

سلام اون خوابیدن محمد علی که با صورت رفته تو تشک منو کشته

خاله گلنار

[ماچ][بغل]سلام عزیزم .. وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چرا نظرات بالایی یکیش رمز عبور میخواد؟

مامی آینازی

سلام به این گل ژسر باهوش ممنون از مامان جونت که همیشه وبتو اژ میکنه و عکسایه باحال ازت میزاره ما که از دیدن کارایه بامزت سیر نمیشیم عزیزم..بووووووووووووس[ماچ] راستی دوسته گلم رمزو برا منم بفرست ممنون میشم دوست دارم داستانو بخونم

مرضیه

سلام اگه میشه رمز رو واسم بذارین

سپیده عمه آریانا

سلام عزیزم ممنون میشم رمز رو به منم بدید. محمد علی گلم رو ببوسید[گل][ماچ][قلب]

مامان

سلام منم رمکز میخوااااااااااااام

عباس

از قشنگترين اسم هاي كه من بهش عشق مي ورزم محمد وعليه كه شما ايندو رو باهم جمع كردين به خاطر نام محمد علي هم كه شده بازم ميام مطالب و خاطراتش رو مي خونم[گل][قلب]